حدود 5 سال قبل که مطلبی از اینجانب تحت عنوان (( اسلامیت مظلوم، جمهوریت قربانی)) در هفته نامه محترم مجنون به چاپ رسید، برای خیلی ها این تیتر و مطلب پیرو آن از اینجانب بعید و به نوعی شوک به حساب آمد. ولیکن اینجانب با تیزبینی و آینده نگری آن مطلب را به نگارش درآوردم و تحولات چند ساله اخیر به خوبی این موضوع را اثبات می کند. البته آن مطلب در آستانه انتخاباتمجلس هفتم نوشته شد ولیکن روند تضعیف جمهوریت و حرکت به سمت اشرافی گری از قبل آغاز شده بود. منتخب اول شورای شهر دوم تهران(آقای چمران) حدود 5 سال بعد از شورای اول آرائی در حد یک سوم آرای منتخب اول تهران در شورای اول(حجت الاسلام عبدا...نوری) کسب کرد و میزان مشارکت مردم هم پس از حدود 5 سال به شدت تنزل کرد یعنی نه تنها مردمسالاری و اقبال بیشتر مردم به انتخابات صورت نگرفت بلکه در تناقضی آشکار با مردم سالاری و حضور اکثریت اقلیتی در پای صندوق های رای حاضر شدند و شورای دوم تهران با حد اقل آرای مردم تهران شکل گرفت. پس از انتخابات مجلس هفتم نیز در قیاس با مجلس ششم روندی مشابه و زننده طی کرد در حالی که مردم تهران در سال 1378 با حضور 70 در صدی منتخب اولشان(آقای دکتر خاتمی) را با حدود 5/2 میلیون رای به مجلس فرستادند و بعد از انقلاب رکوردی که تا به حال شکسته نشده به جای گذاشتند. 4 سال بعد یعنی 1382 حضورشان را به کمتر از نصف تقلیل داده و با مشارکت حدود 30 در صد منتخب اول یعنی آقای حداد عادل را با حدود 800 هزار رای به مجلس فرستادند یعنی منتخبین مجلس هفتم در بسیاری از مراکز استان ها چه بسا با غیبت تا حدود ۵۰ در صد کسانی که در ۴ سال قبل به پای صندوق ها رفته بودند تشکیل شد و منتخب اول تهران در سال 82 حدود یک سوم رای منتخب اول در سال 78 را به دست آورد و مردم عملا حماسه سال ۷۸ را تکرار نکردند و آیا به انتخابات ۸۲ می توان حماسه اطلاق نمودآیا در قاموس دموکراسی حماسه است یا فاجعه. آری! در نظام مردم سالار و در قاموس دموکراسی فاجعه حداقل واژه ای است که مس توان به این روند و پروسه اطلاق نمود. این در حالی است که رهبری بارها تعابیر تندی علیه کسانی که مردم را از صندوق آرا می رانند و موجب کاهش مشارکت ایشان می شوند به کار برده اند حتی این افراد را به خائن و عمل ایشان را خیانت عنوان کرده است. هرچند پرداختن به تحولات چند سال اخیر در عرصه مردمسالاری و گرایش به اشرافی گری بسیار ضروری و حکایت آن مثنوی هزار من است و لیکن برای پرداختن به اصل مطلب که همان عمل اشرافی گرایانه شورای سوم در اراک می باشد فعلا و موقتا به مباحث استان می پردازم و در مواقع لزوم توضیحات تکمیلی را خواهم آورد.
خانم آباقری منتخب اول اراک در شورای سوم که بیش از 20 هزار رای اکثریت مردم اراک را کسب کرده اند در انتخابات هیات رئیسه و روسای کمیسیون های شورا تقریبا کاملا حذف شده و طی یک عمل کودتا گونه از گردونه خدمت به مردم اراک علیرغم داشتن رای اول اراکیها خارج و عملا اعضای شورا علیه مردم سالاری و رای اکثریت کودتا کرده اند. شرح مختصر ماجرا را که از وبلاگ نگاه اراک خانم آباقری می گیریم( مطالب آورده شده قریب به مضمون است) : خانم آباقری در مطلبی تحت عناون(( آینده مال ما نیست شاید بتوان گفت که ما دیگر نیستیم)) می نویسد: امروز هیات رئیسه شورا مشخص شد... فراکسیون اصولگرایان؟ یعنی قائم مقامی، مولایی نسب، احمدی، بهادری و دکتر کاظمی مناسب هیات رئیسه را با خود تقسیم کرده اند... آنان به خواسته من که نایب رئیسی بود هیچ جوابی ندادند؟ آنها ابتدا از من خواستند که به هیچ وجه برای هیات رئیسه کاندیدا نشوم؟؟ و من پاسخ گفتم که چون حق خود می دانم برای نایب رئیسی کاندیدا می شوم و شما را در قضاوت و افکار عمومی قرار می دهم.مردم از من می خواهند و نمی خواهم به من بگویند کنار کشیدی و منفعل شدی.( انتخابات هیات رئیسه برگزار می شود و آقای قائم مقامی با 5 رای رئیس شورا می شود و آقای احمدی که حدود 46 درصد آرا خانم آباقری یعنی کمتر از نصف آرای ایشان را دارد به عنوان نایب رئیس شورا انتخاب می شود و خانم آباقری فقط یک رای برای نایب رئیسی که رای خودش بوده به دست می آورد) انتخابات بعدی در شورای اشراف انتخابات روسای کمیسیون هاست خانم آباقری در گزارشی که آورده می نویسد: به درخواست احمدی؟؟و موافقت اکثریت اعضا؟؟ اعلام می شود که جلسه غیر علنی؟!؟! است...من پیشنهاد می دهم کسانی که عضو هیات رئیسه هستند برای ریاست کمیسیون کاندیدا نشوند تا به این ترتیب هم اعضا بتوانند در شورا مسئولیت داشته باشند... زودتر بر می آشوبد و از کوره به در می رود و بحث بالا می گیرد... بهادری با قیافه حق به جانب با خطابه ای مبنی بر این که برای چه به دنبال پست و مقام هستید؟؟!! (منظور خانم آباقری بوده است) می خواند... یوسفی تبار به او می گوید شما که دنبال پست نیستید سخنگویی را بدهید به خانم آباقری و خودتان را کنار بکشید... خبرنگاران هم به علت غیر علنی بودن جلسه؟؟!! اخراج شده و پشت در تجمع کرده و معترضیند، جناب سرهنگ؟! قائم مقامی بین خبرنگاران می آید و می گوید: اگر نروید؟؟!! زنگ می زنم به 110؟؟!! بیاید.( من که می بینم از قبل تصمیمشان را گرفته اند و قصد حذف دوباره مرا دارند می خواهم جلسه را ترک کنم که آقای یوسفی تبار می گوید: اگر ریاست کمیسیون فرهنگی را به شما ندهند من هم استعفا می دهم و با اصرار آقای مولایی نسب به جلسه باز می گردم در حالی که سکوت کرده آ قای قائم مقامی میگوید : برای کمیسیون فرهنگی کسی کاندید نیستهمه سکوت کرده اند. آقای یوسفی تبار می گوید اسم خانم آباقری را بنویسید بلا فاصله خانم بهادری؟؟ می گوید اسم مرا هم بنویسید و رای گیری می شود بهادری 8 رای می آورد( تنها رای منفی به بهادری رای خانم آباقری است، قابل توجه ویژه آقای یوسفی تبار که داشتند تا چند دقیقه قبل از خانم آباقری حمایت می کردند و اصطلاحا اصولگرا شناخته می شوند.آیا خدعه به مسلمانان که( پیامبر اکرم(ص) فرموده اند هرکس به مسلمانی خدعه کند مسلمان نیست) جزء اصول اساسیاصطلاحا اصولگرایی است( بر منکرش لعنت). با یوسفی تبار هم که در انتخابات قبلی محروم بوده و دل پری از آنها دارد هم ظاهرا معامله کرده اند و مسئولیت کمیسیون حقوقی و نماینده شورای شهرستان اراک را هم به او می دهند. مولایی نسب رئیس کمیسیون خدمات شهری می شودو کریمی رئیس کمیسیون نظارت و احمدی( نایب رئیس شورا که کمتر از 10 هزار رای دارد) علاوه بر نایب رئیسی کمیسیون فنی و عمرانی و دکتر کاظمی کمیسیون برنامه و بودجه را به دست می آورند. بله! ظاهرا پرونده انتخابات داخلی بسته می شود و کودتای اشرافیت علیه منتخب اول اراک که نماد اصلی مردمسالاری و دموکراسی است صورت می گیرد و به خیال خام آنهایی که در کشور جاهلانه فکر می کنند پرونده اصطلاحا مردمسالاری و در اصل اشرافی گری بسته شده این پرونده نیز بایگانی می شود هرچند که غافلند که خدا نورش را منور می نمایدهرچند کسانی بخواهند با پف خود آن را خاموش کنند.
نظام های سیاسی و احزاب عناوین مختلفی دارند، لیبرال دموکراسی، سوسیال (دموکراسی)، جمهوری اسلامی، جمهوری، جمهوری دموکراتیک، پادشاهی و ... عناوینی است که بسیاری شنیده اند و لیکن در کل و از نگاه ارسطو تقسیم بندی که تا به حال اعتبار خود را حفظ کرده مبتنی بر 3 نظام سیاسی به شرح زیر است که هر یک از این سه نظام نیز می تواند یک وجه خوب و یک وجه بد داشته باشد. مثلا نظام پادشاهی که اولین می تواند پادشاهی یک سلطان عالم و عادل باشد که نظامی مقبول است یا پادشاهی یک سلطان ستمگر و جاهل که از نظر ارسطو مردود است: ارسطو به طور خلاصه 3 نوع کلی نظام سیاسی را به شرح زیر معرفی می کند.
1- پادشاهی(مونارشی): در این نوع حکومت حاکم یک نفر است و می تواند حاکمی خوب یا بد باشد او می تواند برای مردم منشا خیر و برکت و سعادت یا شقاوت و شر باشد(پادشاهی(خوب)تیرانی(بد))
2- نظام اشرافی: در این نوع نظام به جای یک نفر گروهی از افراد که همان اشرافند بر مردم حکومت می کنند این اشراف می توانند از طبقات مختلف باشند مثل شاهزادگان، تجار، روحانیون، ملاکین و ... بنیان مشروعیت این نظام و حکومت این است که چون اکثریت مردم از درک مصلحت و سعادت خود عاجزند و نیاز به قیم دارند و به اصظلاح عوامند بنا بر این مردمسالاری و دموکراسی مردود و اشرافست مقبول است چرا که اشراف دارای شرافت ذاتی در امر حکومتداری و درک سعادت مردم هستند واینان می توانند بر اکثریت حکومت کنند البته اشرافیت هم می تواند خوب و بد باشد(آریستوکراسی و الیگارشی)
3- نظام و حکومت دموکراسی، مردمسالاری و جمهوریت: در این نوع نظام اکثریت مردم حاکمند و در اصل حکومت مردم بر مردم است و با رای مردم آنهایی که اکثریت آرا را به دست میآورند مشروعیت حکومت را دارند و می توانند بر مردم حکومت کنند. دذ این نظام کسانی که رای بیشتری دارند مشروعیت بیشتری دارد و سهم بیشتری از حکومت را می توانند داشته باشند و رکن اساسی جمهوریتو مردمسالاری رای مردم است هر چه بیشتر مشروعیت و سهم از قدرت بیشتر البته از نظر ارسطو نیز مردمسالاری نیز 2 نوع خوب و بد داشت(پولیتی و دموکراسی) ارسطو اعتقاد داشت که نمی توان نظام اشرافیت تشکیل داد و لیکن پادشاهانه حکومت کرد و یا نظام مردمسالار و جمهوریت تشکیل داد و لیکن اشرافی عمل کرد. در قاموس سیاست و ادبیات سیاسی این نظامها تعریف شده و انحراف از آن قابل قبول نیست.
در پرونده اتمی ایران یکی از دلایل اصلی فشار سنگین شورای امنیت بر ایران این است که شما تعهد داده اید و ان پی تی را امضا کرده اید خود این تعهد و امضا مسئولیت آور است و اگر به اسرائیل و هند چنین فشاری وارد نمی شود به خاطر عدم امضای ان پی تی است و ایران نمیتوانداز یک سو پیمانی را امضا بکند و از سوی دیگر از آن عدول نماید و آن را نادیده بگیرد. ما در جامعه جهانی مسئولیت هایی داریم در بحث نظام های سیاسی هم چون نام آنرا جمهوری اسلامی گذاشته ایم مجبوریم به جمهوریت نظام پایبند باشیم و رای اکثریت را ملاک قرار دهیم. همانطور که آزاد بودیم پس از انقلاب تمدید تعهد به ان پی تی منصرف شده و انرا مضا نکنیم. آزاد بودیم که مثل پادشاهی عربستان نظاممان را جمهوری تعریف نکنیم. اگر در زمینه مردمسالاریو حقوق بشر اعتراض داریم که چرا اینقدر به ایران سخت می گیرند ولی به عربستان پادشهای کاری ندارند یا کمتر گیر می دهند به خاطر آن است که آها از اول خیال خودشان را روشن کرده اند و تعهد جمهوریت نداده اند و از رانت آن هم استفاده نمی کنند. من نمی خواهم با به اصطلاح اصولگرایان از اصولگرایان علوی بگویم که به هنگام اعتراض خوارج که ایشان را به پیمان شکنی دعوت می کردند تا دوباره به خلافت باز گردند فرمودند: من پیمان بسته ام و پیمان نمی شکنم یا آنجا که شرط اصلی تحقق حکومتشان را رای اکثریت می دانستند چرا که بخشی از اصولگرایان خود را به خواب زده اند و کسی که خود را به خواب زده نمی تواند بیدار کرد. ولی به هر حال نظام سیاسی ما جمهوری اسلامی است و جمهوریت رکن بسیار مهمی است که به هیچ وجه نمی توان آن را نادیده گرفت. اعضای شورا حق نداشته اند به منتخب اول اراک بگویند یه هیچ وجه برای هیات رئیسه کاندیدا نشو! چرا که بعد از حرمت شرعی آن از نظر جمهوریت و مردمسالاری این پیشنهاد و عملکرد جرم است. حداقل جرم ایشان اینست که دانسته یا ندانسته تمام مراجع 4 گانه اطلاعات،نیروی انتظامی،دادگستری و ثبت احوال را فاقد مشروعیت قانونی دانسته اند و تایید اینان در مورد خانم آباقری کشک فرض کرده اند و علیه رای اکثریت مردم و نهادهای 4 گانه کودتا کرده اند وقتی می گویند شما به هیچ وجه کاندیدا نشوید یعنی مراجع 4 گانه غلط کرده اند که شما را تایید کرده اند و اکثریت مردم غلط کرده اند که شما را انتخاب کرده اند ما به مردمسالاری اعتقاد نداریم ما به اشرافیت اعتقاد داریم. صرف نظر از تعهد شرعی که از به اصطلاح اصولگرایان غیر علوی یا به علت جهل به موضوع یا غرض ورزی مورد انتظار نیست ایشان نمی توانند از رانت جمهوریت شان استفاده کنند و خود را در معرص آرای مردم قراردهند ولیکن به همین مردم دهن کجی کنند و منتخب اولشان را با کودتا به حاشیه برانند نمی توانند شعار میزان رای ملت است بدهند ولی در عمل بگویند با با اینکه رای کمتری داریم 75 یا 52 یا 47 در صد آرای نظر اول را داریم ولی شرافتمند تریم و حق و سهم ما از قدرت بیشتر است و اشرافی عمل می کنیم. اینان حق ندارند به نهاد هایی که با سخت ترین شرایط (هیات اجرایی، هیات نظارت) افراد را تایید صلاحیت کرده اند بگویند شما نمی فهمید و ما اشرافیم و رای اکثریت را بر نمب تابیم. ایشان چرا بر ضد امنیت ملی عمل می کنند چرا سازماندهی شده و در قالب گروهکها و خرده فرهنگها می خواهند به مردم ثابت کنند که رایتان بی تاثیر است و آنچه در عمل اتفاق می افتد اشرافی گری است نه مردم سالاریو جمهوری؟ چرا مقابل ولی فقیه می ایستند، آنرا تضعیف می کنند. توصیه اش را مبنی بر پر شکوه برگزار شدن انتخابات زیر پا له می کنند، خواسته یا نا خواسته در جهت اهداف موساد عمل می کنند، به مردم پیام می دهند پای صندوق ها نیایند رای تان هیچ تاثیری ندارد و هرچه ما اشراف که به خاطر دین و تعهد خیالیمان شرف یافته ایم بخواهیم همان می شود و اشرافی گری به مردمسالاری رجحان دارد؟ چرا خود را ولایتی، ولایت مطلقه ای می خوانند و لیکن چنین گستاخانه مقابل ایشان و نهاد های منتسب به ایشان می ایستند و جمهوریت را فدای اشرافی گری می کنند؟ اطلاعات موجود نشان می دهد که در پشت این تحولات و برخی محافل یکی از اصلی ترین تاثیر گذاران که همواره از اکثریت مشتی محکم بر پوزه کثیف شان زده شده همان حجتیه ای های خبیث و منحرف و خشک مقدس و خشک مغز است همان منافقانی که منافقانه در فرایند نردمسالاری دخالت می کنند تعهد کتبی می گیرند ولی نه برای مردمسالاری و جمهوریت بلکه برای اشرافیت که شما حتی اگر رای کمتری بیاورید شرافت بیشتری دارید و قدرت حق شماست . این الاغهای پیشانی سیاه که همواره با نه مردم مواجه شده اند انتقام خود را چنین رذیلانه از امام (ره) و انقلاب و مردم می گیرند و با تشت به مقدسات ظاهری عده ای ساده لوح را می فریبند و از ایشان تعهد قسم می گیرند. برخی از اعضای شورا خواسته یا نا خواسته در دام اشرافیگری ایشان گرفتار شده اند و بر دادستان و شورای تامین است که هر چه سریعتر شر این اشرار اشراف نما را از سر جمهوری اسلامی و مردمسالاری دینی کوتاه کنند... ادامه دارد.

